خود کنترلی و افزایش انرژی موثر


بامیستر و تایس اسم این اثر را “ته کشیدگی خویشتن” نامیدند. اسم قلمبه‌سلمبه‌ای که به قدرت اراده و خود-کنترلی افراد اشاره می‌کند. آن‌ها بیان کردند که ما “ظرفیت محدودی از اراده داریم که با استفاده بیش‌ازحد کاهش می‌یابد. خوردن تربچه هنگامی‌که با کلوچه‌ها و شیرینی‌های تازه پخته‌شده احاطه‌شده‌ای، یک شاهکار حماسی از انکار “خود” است”. استدلال آن‌ها این بود که اِعمال اراده انرژی را کاهش می‌دهد و شبیه عضله‌ای است که بعد از تمرین، خسته می‌شود. بنابراین هنگام خرید اگر در مقابل خرید یک کالا مقاومت کنید، میزانی از ظرفیت شما برای اراده مجدد کاهش می‌یابد، تا زمانی که دیگر چیزی از آن در ظرف وجودی شما باقی نمی‌ماند.

شاید این یافته شمارا شگفت‌زده و احتمالاً ناامید کرده باشد، اما جنبه امیدوارکننده این داستان آن است که محققان نشان داده‌اند این ظرفیت معمولاً با مصرف مقداری نوشیدنی شیرینِ حاوی گلوکز، تجدید می‌شود.

یکی از افرادی که بر روی عوارض ناشی از مقاومت بیش از حد و مکرر در برابر وسوسه ها کار کرده، روی بامیستر است.

او در یکی از تحقیقات اولیه خود، افرادی را به اتاقی پر از بوی شیرینی تازه برد. بر روی میز جلوی آنها، بشقابی از شیرینی و کاسه ای از برگ تربچه بود. از بعضی افراد خواسته شد تا شیرینی ها را امتحان کنند و از بعضی دیگر خواسته شد تا از تربچه ها بخورند.

سپس به آنها ۳۰ دقیقه زمان داده شد تا یک معمای دشوار هندسی را حل کنند. بامیستر و همکارانش دریافتند افرادی که تربچه خورده و در برابر شیرینی های اغوا کننده مقاومت کردند، بعد از حدود ۸ دقیقه از ادامه ی حل معما منصرف شدند، درحالیکه افراد خوش شانسی که شیرینی خوردند به طور متوسط تا ۱۹ دقیقه بر روی حل معما، متمرکز باقی ماندند.

به نظر می رسید اراده به خرج دادن در برابر خوردن شیرینی ها، خودکنترلی افراد را برای موقعیت های بعدی پایین آورده بود.

پس از سال ۱۹۹۸، هنگامی که نتایج این پژوهش انتشار یافت، تحقیقات زیادی درباره ی ضعف اراده، یا به زبان برخی محققین، ضعف نفس، انجام شد.

به عنوان نمونه، از گروهی داوطلب برای یک آزمایش آمادگی جسمانی دعوت شد.پیش از انجام تمرین های جسمانی، از داوطلبان خواسته شد تا یک فیلم رمانتیک ببینند. درضمن به تعدادی از آن ها گفته شد که باید تلاش کنند تا احساسات خود را هنگام دیدن فیلم سرکوب کنند. نتیجه بدین صورت بود که:

افرادی که از آنها خواسته شده بود احساساتشان را سرکوب کنند سریع تر از سایر داوطلبانی که واکنش طبیعی به فیلم داشتند از ادامه آزمایش آمادگی جسمانی، دست کشیدند.

در آزمایشی دیگر، کسانی که برخی افکار خاص را به شکلی فعال سرکوب کردند، در آزمایشی که برای کنترل خنده طراحی شده بود کمتر از دیگران قادر بودند جلوی خنده ی خود را بگیرند.

بطور کلی می توان گفت که متاسفانه مواردی که باعث تضعیف اراده می شوند بسیار رایج هستند.

اگر تا به حال سعی کرده اید با  یکی از همکاران خود که اغلب باعث خشم و عصبانیت شما می شود با سیاست رفتار کنید یا در دیدار با یکی از افراد خانواده ی همسرتان که دل خوشی از او ندارید یک لبخند اجباری تحویل دهید، به احتمال زیاد متوجه شده اید که روابط اجتماعی اغلب به خودکنترلی احتیاج دارند.

درواقع تحقیقات نشان می دهند که روابط با دیگران و حفظ این روابط می تواند موجب ضعف اراده شود.

برخورد با همکاری که با ما خصومت دارد یا تعامل با عضو نه چندان دوست داشتنی خانواده ی همسر، ممکن است خسته کننده به نظر برسد اما دکتر ووس اثبات کرد که صرفا با خستگی و فرسودگی روانی، دچار ضعف اراده نخواهیم شد.

او در آزمایشی، افراد تحت آزمایش را به دو گروه تقسیم کرد و یکی از گروه ها را به مدت ۲۴ساعت از خواب محروم کرد.سپس، از تمام افراد خواست تا یک فیلم رمانتیک ببینند و تلاش کنند تا احساسات و عواطف خود را سرکوب کنند.

جالب اینجاست که نتایج برای خود دکتر ووس هم غیرقابل انتظار بود. آن ها دریافتند که میزان ضعف اراده ی گروهی که تمام شب بیدار بودند، تفاوت چندانی با گروه دیگر ندارد. به عبارت دیگر، خستگی ناشی از بی خوابی، لزوما به ضعف اراده ی بیشتر منجر نشده بود.

 

اکنون سوال اینجاست که اگر این ضعف به دلیل فرسودگی جسمی نیست از چیست؟

مکانیزم های ممکن زیادی برای ضعف اراده کشف شده که برخی از آنها عوامل جسمی و فیزیکی هستند. دانشمندان دانشگاه تورنتو کشف کردند افرادی که به علت خودکنترلی بیش از اندازه و مداوم، دچار ضعف اراده شدند فعالیت کمتری در کورتکس مغز خود- که محل ادراک پدیده ها است- دارند.

البته بایستی توجه داشت هنگامی که قدرت اراده ما در  آزمایش ها مورد بررسی قرار می گیرد، عملکرد مغز با حالت عادی کارکردش متفاوت خواهد بود.

شواهد دیگری هم وجود دارند مبنی بر اینکه افرادی که دچار ضعف اراده هستند ممکن است تغذیه و سوخت و ساز خوبی نداشته باشند.

مغز عضوی است که به انرژی زیادی برای برای فعالیت احتیاج دارد و این انرژی را از مقدار ثابتی گلوکز یا همان قند خون، دریافت می کند. در  این میان، سلول های مغزی که سطح فعالیت بالایی دارند و یکی از کارکردهایشان همان خودکنترلی است، گلوکز را سریع تر از حد قابل جایگزینی مصرف می کنند.

برای اثبات این فرضیه، در یک پژوهش از دو گروه سگ استفاده شد. آزمایش کنندگان، یک گروه از سگ ها را وادار کردند تا در برابر وسوسه هایشان مقاومت کنند و به گروه دیگر سگ ها اجازه ی رفتار طبیعی بدون داشتن کنترل بر خود داده شد.

مطالعات انسانی نیز نتایج مشابهی داشته اند. افرادی که در آزمایش ها، وادار به خودکنترلی خود شده بودند، قند خون پایین تری نسبت به سایرین داشتند.

علاوه بر این، به نظر می رسد مصرف مجدد گلوکز ، می تواند به افراد کمک کند تا اراده از دست رفته خود را بازیابی کنند.

برای مثال در یک پژوهش اثبات شد که لیموناد شیرین، قدرت اراده را در افرادی که دچار ضعف در آن شده بودند به آنها بازگرداند، درحالیکه لیموناد بدون شکر چنین کمکی به افراد نمی کرد.

هچنین شواهد نشان می دهد که ضعف اراده ما می تواند ناشی از عقاید و نگرش های ما باشد.

مارک موراوِن، روانشناس دانشگاه آلبانی و همکارانش، متوجه شدند افرادی که در به کارگیری اراده ی خود احساس اجبار می کردند ( مثلا برای خوشحال کردن و راضی نگه داشتن افراد دیگر )؛ راحت تر و سریع تر از افرادی که با میل و رغبت خود این کار را انجام دادند دچار ضعف اراده شدند.بنابراین می توان نتیجه گرفت که وقتی صحبت از اراده است، افرادی که با خودشان ارتباط بهتری دارند بهتر از افرادی که علی رغم میل باطنی به فکر راضی و خشنود کردن دیگرانند عمل می کنند.

 

کار موراوِن و همکارانش البته به همینجا ختم نشد. آن ها تأثیرات داشتن حال و حوصله را بر اراده نیز کشف کردند. آنان متوجه شدند که با دادن هدیه های ناگهانی و یا دیدن فیلم های طنز، روحیه ی افراد بالا می رود و این حال خوب می تواند بر ضعف اراده افراد غلبه کند.

تحقیقات دیگر نشان می دهند که باورها و اعتقادات یک فرد درباره ی اراده نیز ممکن است اهمیت داشته باشد. تحقیقی در سال ۲۰۱۰ در دانشگاه استنفورد نشان داد که افرادی که معتقد بودند قدرت اراده یک منبع محدود است دچار ضعف اراده شدند. اما کسانی که معتقد بودند اراده به این آسانی خستگی پذیر نیست، بعد از اِعمال اراده در خود، دچار ضعف آن نشدند.

در قسمت دوم این آزمایش، محققان دست به کار جالبی زدند. آن ها به کمک پرسشنامه هایی که به افراد دادند تلاش کردند تا آن ها را نسبت به باورشان در مورد قدرت اراده، دچار تردید کنند. ( در واقع قصد گمراه کردنشان را داشتند!). نتیجه این بود که داوطلبانی که قبلا معتقد بودند اراده قدرتی نامحدود است و اکنون به محدود بودن آن باور پیدا کردند،نشانه های ضعف اراده به وضوح در آن ها مشاهده شد اما آن هایی که محدودیت قدرت اراده را باور نکردند و همچنان بر سر باور خود باقی ماندند، نشانی از تحلیل رفتن خودکنترلی در خود نداشتند.

 

اکنون جای پرسش اینجاست که بالأخره آیا اراده منبعی محدود است یا خیر؟ طرفداران نظریه ی محدودیت اراده، شواهد زیادی برای پشتیبانی از نظر خود دارند که در دهه ی اخیر آنها را به دست آورده اند. آنها اظهار دارند که عواملی همچون افکار و یا حوصله، اگرچه باعث غلبه افراد بر ضعف اراده شان می شود، صرفا در مراحل اولیه ی ضعف اراده بوده و ممکن است تداوم نداشته باشد.

در حال حاضر هنوز لازم است تحقیقاتی برای نشان دادن چگونگی تأثیرات افکار، اعتقادات و نگرش ها بر توانایی انسان در غلبه بر وسوسه ها انجام شود.

نظریه پردازان اقتصاد رفتاری